|
و مي دانم که مي دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم..
|
راست می گوید. تن های تنهــــــــا، غصه دارن....
اگر بغلم نمی کردی، اگر مزه اش را نچشیده بودم،شایـــــــــد دوام می آوردم نبودنت را...
زنان زیبایی شان را فراموش می کنند اگر مردی نباشد و عشقی نباشد که بهشان بگوید زیبای ِ من....
اصلا این مردان بوده اند که زیبایی زنان را کشف کرده اند.
دل ِ سنگ هم نعمتی ست هااااااااا........
دلم تنگ شده برایت ....اما نمی شود برایت بگویم از این دلتنگی...نمی توانم....
اما این دلتنگی را نشانت می دهم با این نوشته....
جایی می گذارم که بخوانیش....
کاش بدانی که مخاطب من تو بوده ای...
جوابم نمی دهی؟
نه گل خواهد ز بوستان ها جدائی ، نه دل دارد خیال بی وفائی
ولیکن چرخش چرخ ستمگر زند بر هم رسوم آشنائی . . .
از عشقه من به هر سو در شهر گفتگوییست
من عاشق تو هستم ،این گفتگو ندارد!
قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام!
قیصر امین پور
آن دلشکسته عاشق بی نام و بی نشان ........
با هر چی چشم تو دنیاست باید تو را نگاه کرد.....
چه شيرين آمدي شور به دل انداختي
رفتي نگاهي كردي و كاردلم را ساختي
این تنهایی ِ کشنده بزرگترین عذاب ِ عشق است ........
گاهی باید فرار کرد..
دوید و دوید و دوید........
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم......
تنهایی ِ دستانم
گناه ِ نابخشودنی ِ تو خواهد بود
برای همیشه.....
آن روز با تو بودم امروز بي توام آن روز كه با تو بودم بي تو بودم امروز كه بي توام با توام ...
روز های اول گریه می کنی و اشک می ریزی ،اونقدر که شب ها با گریه به خواب می ری وصبح ها سعی می کنی صورتت رو از چشم دیگران مخفی کنی تا قرمزی چشات و سیاهی زیرشون راز ِ گریه های شبانه ات را واسه دیگران برملا نکنن...،کم کم که عادت کردی بهشون ،فقط عادت میشن ،دیگه با ریختن اشکهات آروم نمیشی حتی واسه لحظه ای.....فقط هی اشک و اشک و اشک........
خاطرات ِشیرینت،نمک می زنند بر زخم ِ دل ِ عزادار ِ من......
اصلا زنده بودن ِ من بی تو، یعنی معجزه.........
من بي مي و بي مطرب هر شب طربي دارم
اي ماه تو ميداني با او چه شبي دارم
در خلوت خاموشم از يك نگه گرمش
آتش به تنم ريزد گويي كه تبي دارم
هنگام همآغوشي من هستم و مدهوشي
و ز حالت چشمانش حال عجبي دارم
با آنكه غم آبادم از دولت غم شادم
در عالم تنهايي هر شب طربي دارم
دردناک است که هیچ کجا هیچ کسی منتظرت نباشد
اما
دردناکتر زمانی است که منتظر هیچ کس وهیچ چیزی نباشی....
معشوق ِ سنگی ِ من....
گویی پای ثانیه ها لنگ می شود
وقتی دلی برای دلی تنگ می شود....