تبليغاتX
ممنــــ ــ ـوعه های مـــــ ــن
و مي دانم که مي دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم..
 

دلم شکسته ....زیاد هم شکسته....

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

            کاش تو سهم ِ من از زندگی بودی.فقط تو....

همیشه زیاده خواه بوده ام میدانم...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

دستهایم را یتیم کرده ای با رفتنت.....

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

من در بيان وصف تو حيران بمانده‌ام
                           حدی‌ست حُسن را و تو از حد گذشته‌ای

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 


 

عشق دُردانه‌ست و من غواص و دريا ميكده
                                سر فرو بردم در اين‌جا تا كجا سر بر كُنم

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

پسرک بر من خُرده مگیر غصه هایم را

 نداشتنت سخت است خیلی سخت....

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

کاش می شد برگشت.....

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

اگه تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت چشم براه تو میمونم با دلی پر از صداقت.......

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 


 

دردي كه من از تو دارم در دل
دل داتد و من دانم و من دانم و دل

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

بغل می خواهم  بغلی مهربان که آرامم کند...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

امشب فقط عاشقانه می خوانم
از بين همه ترانه های خود،
شايد که تو بشکنی سکوتت را
از ياد بری بهانه های خود

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

مقداری شادی  می خواهم...

خدایا دریغم مدار...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

آغوشم خسته ست از اینهمه خالی بودن.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

از خود مران مرا که قسم می خورم هنوز
جز با دو چشم مست تو عهدی نبسته ام

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

بدون ِتو می ترسم ......

پسرک نمی دانی که نداشتنت یعنی چه.......

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم.........

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود؛ دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست؛ من در پی خویشم، به تو برمیخورم اما؛ در تو شده‌ام گم، به من دسترسی نیست.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

دلم تنگ شده است برای ن و ش ی ن ل ب ا ن م.

دلم تنگ شده است....

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

همه کم می آورند زمانی که تو معیار ِ خوب بودن می شوی..

پسرک چه کنم با این همه خوبی که داشتی و این همه درد که از نبودنت به جانم ریختی؟
چه کنم؟...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

حس و حال من از تو که حرف می‌زنم همه فعل‌هایم ماضی‌اند حتی ماضی بعید ماضی خیلی خیلی بعید کمی نزدیک‌تر بنشین !دلم برای یک حال ساده تنگ شده است …

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

بی تو بودنم اجباریست ......

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟ برایش صادقانه می نویسم برای آنکه باید باشد و نیست...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

از کی بهونه بگیرم شبای بی ستاره؟

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

دلم تنگ شده برایت شدید........

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

مگر خودت نگفته بودی؟مگر خودت نخواسته بودی که غم و غصه و دردهایم فقط پیش تو بیاورم؟مگر قرارمان این نبود که آرامم کنی؟مگر کسی جز تو میتواند اشک هایم را پاک کند؟پس چرا رهایم کردی؟

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

سخن از بودن‌نيست، سخن از ماندن‌نيست، سخن از عمق‌غم است وپريشاني يک‌دل كه در اندوه غريبانه‌ي خويش بي‌صدا مي‌شکند‌وغباري‌که در اندوه زمان جاري‌است ... سخن از تلخي يک ناپيداست ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

خدایا نگذار کوچک کنم خودم را نزدِ بندگان ِحقیرت.....

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  |